ویون عزیز
سلام ورحمت خدا برشما باد
مقاله شما توجه من را برانگیخت .من ابراز عقیده شما به صورت صریح وشفاف می ستایم و فکر میکنم اگر نظر من را هم بانید مفید خواهد بود
مثل همه هنرمندان مسلمان من به طور منظم جویای آرا و نظرات علمای بزرگ درباره هنر موسیقی آواز و فرهنگ می باشم.همانطور که میدانید موضوع موسیقی یکی از بحث انگیز ترین موضوعات علم
تفسیر می باشد. من به ارای ان دسته از علمای بزرگ چه در قدیم و چه معاصر ما که موسیقی را حرام میدانستند احترام می گذارم ..بهر حال من پیرو آرا و نظرات علمای بزرگ معاصر وقدیم که اجازه استفاده از
وسایل موسیقی و آواز را داده اند...هستم
براساس شرایط و قوانین تفسیر محکوم کردن نظرات دیگر درموضوعاتی که در انها اختلاف هست وجود ندارد واین یکی از زیباییهای مذاهب اسلامیست.اختلاف فرهنگی و قوانین مختلف وسنت های
اجتماعی متفاوت باعث شده که ما از جشن وشادی ترس داشته باشیم و در نتیجه با آنچه که مورد نظرمان نیست موافقت کنیم.
دلربایی وسواس گونه از هواداران از طریق شهرت موجود در هنر .. سیاست ..موسیقی و رسانه مقصود هیستری(رفتارهای هیجانی کاذب) و رفتار های ستایش گرایانه می باشد. این روش کاملا بیمار گونه و ناسالم می باشد نه به خاطر اینکه غیر اسلامی می باشد.گرچه ما به عنوان یک مسلمان باید در هر موقعیتی که قرار گرفتیم رعایت ادب و اخلاق را بکنیم. من قطعا در کنسرتم دختران را در حال رقص ورفتار ناشایست ندیدم و اگر این یک سفسطه اشکار نباشد یک مبالغه می باشد..... و اگر واقعا ای اتفاقات رخ داده باشد ....بیایید به روش پیامبر ـ که محبت ورحمت و تساهل و خردورزیست ـ برخورد کنیم
داستان ان مرد عرب بدوی که به مسجد پیامبر امد و شروع به ادرار کردن کرد را شنیده اید... صحابه خواستند او را بگیرند ویک کتک حسابی بزنند اما پیامبر اجازه چنین کاری را نداد و از صحابه خواست او را آزاد بگذارند تا کارش را انجام دهد ...سپس پیامبر سطلی آب خواست تا محل را بشویند...پیامبر با مهربانی و عطوفت مرد بدوی را خواست و برایش توضیح داد مسجد جایگاه عبادت است و باید پاک باشد.....من می خواهم بگوییم اگر امروز مرد عرب بدوی (کنایه: نا اگاه) بود...ایا خوشحال نمی شد ما او را یک کتک حسابی (برخورد خشن)به خاطر کار نا اگاهانه اش نجات بدهیم
با توجه به اینکه جریان اصلی موسیقی معاصر همراه با شهرت گرایی و مادی گرایی و ترویج فرهنگ مصرف گرایی ـ پیرو لذت های آنی و نفسانی ـ می باشد و صنایع هنری بخصوص موسیقی تمام تلاششان برای تجارت وسود آوریست و ما بهای موسیقی خوب را در فروشگاهها نمی پردازیم.....در این شرایط هنرمندان هوشیار به ماورای سودآوری توجه کنند و برای تهذیب هنر وموسیقی تلاش کنند ..موسیقی جدا از سرگرم کننده بودن ...رسانه ای قدرتمند برای انتقال ارزشها و پیامهای اجتماعی میباشد..در زمانی که جنایات تکان دهنده بر ضد بشریت وجود دارد ما به عنوان هنرمند ـمسلمان و غیره ـباید از این رسانه جهت سوق دادن این دنیای نا آرام ..وحشتناک و پر از خشونت و جتگ و ترور به سوی اعتدال و میانه روی استفاده کنیم ...زندگی وشرف انسان مهم و باید حفظ شود..
ایا شما قبل از قضاوت عجولانه ..ترانه های البوم امت من را دقیقا گوش داده اید
ایا به تلاش کوچک مرا در نشان دادن مسائلی که گریبانگیر جهان اسلام است مثل صورتهای گوناگون ظلم وستم در جهان اسلام...ایدز ... مین وسلاح های کشتار جمعی ..فقر ..ازادی مذهبی (تلاش مسلمانان اروپا برای حفظ حجاب)و تلاش برای دستیابی به میراث تمدن اسلامی در حوزه بشری تو جه کرده اید...........
موضوع مهم دیگر هویت وفرهنگ است ....ما کیستیم و برداشتمان از خود چیست و برای چه چیزی ایستاده ایم..اجازه بدهید تا یاداوری کنم که مسلمان و بریتانیایی هستم و به هر دوی ان افتخار می کنم چون اسلام گفته به دین وطن خود وفادار باشید...در سراسر تاریخ اسلام هر جا که مسلمانان در سرزمینی اقامت می کردند به بهترین نحو و بر اساس تعالیم اسلام در بافت ان ترکیب و با فرهنگ بومی ان دیار تطابق پیدا می کردند
دکتر فاروق عبدلله روشنفکر برجسته امریکایی در کتاب "اسلام ...فرهنگ حاکم "می نویسد :در سراسر تاریخ تمدن اسلامی اسلام برخورد اسلام با فرهنگ های بومی مانند رودی شفاف بوده که اسلام (آب جاری در رودخانه )شفاف وخالص وبدون هیچ آلایشی بستر رود (فرهنگ بودمی )را انعکاس می دهد...بدین دلیل اسلام در چین ...چینی ..و در مالی ...افریقایی به نظر می رسد...و این وابستگی فرهنگی پایدار به اشخاص و مکان ها و زمانهای متفاوت است که زمینه ساز موفقیت پایدار و دراز مدت اسلام به عنوان تمدنی جهانیست
در زمانی که متفکران و اندیشمندان مسلمان در حال دستیابی به مراحل نهایی در تبلور نظریه های شهروندی ویکپارچگی مثبت و فعال در جامعه های غربی می باشند ..هر بحثی درباره انکار بخشی از هویت خودمان مضحک و خطرناک و نابودگر بویژه برای انهایی که تنها یک وطن دارند می باشد
آیا در تاریخ اسلام نخوانده اید پیامبر اسلام علی رغم رنجوری و ناراحتی که از مردم مکه به خاطر ظلم وستم هایشان داشتند در هنگام ترک مکه و هجرت گریان واشک ریزان بودند...بریتانیا وطن من است ...در انجا بزرگ شدم تحصیل کردم و اکثر دوستانم ـمسلمان و غیره ــ بریتانیایی هستند و خاطرات شیرین من در انجا ریشه دارد.
ایا بریتانیایی بودن ..
معنی افتخار من به ظلم وستم دولت بریتانیا به مردم کشور های مستعمره می باشد؟
معنی حمایت من از تهاجم به عراق وافغانستان می باشد؟
معنی حمایت من از یورش و اقدامات سرکوبگرایانه پلیس انگلیس علیه مسلمانان است؟
معنی حمایت من از خدشه دار شدن آزادی های مدنی و حقوق بشر می باشد؟
نه این طور نیست
اما خانم ویون ...با منصف باشیم..
فراموش نکنیم بزرگترین تظاهرات ضد جنگ دنیا ـ سند وجدان بیدار مردم انگلیس ـ در همین بریتانیا بود
من در چنین تظاهراتی نارضایتی خود را سیاست های خارجی دولت بریتانیا ابراز نمودم.
گرچه ما به عنوان مسلمان تحت اقدامات نژاد پرستانه ...اسلام فوبیا(ترس از اسلام) ..و تبعیض هستیم و هیچ راهی برای دستیابی به زندگی در جامعه آرمانی(مدینه فاضله)نداریم..اما هنوز باور دارم که جامعه بریتانیا تساهل گرایانه و آزاد و باز و چند فرهنگی و جامع ترین در بین جوامع دنیاست...جای دوری نرویم ...در همین قاره اروپا مسلمان به آزادی ها و فرصت های موجود برای مسلمانان بریتانیا غبطه می خورند....
برای اینکه هویت مسلمان غربی / اروپایی/ بریتانیایی را شکل دهیم ودر مسیری درست گام برداریم به اطلاعات واقعی از جامعه مسلمانان نیاز داریم و به نظرم اقدامات و فعالیت هایم یک همکاری کوچک در این راستاست
شما از اینکه گفتم پلیس شامل مسلمانان میشود انتقاد کردید.به خدا همه برای حفظ امنیت خیابان وخانه نیاز به پلیس داریم .بله هیچ شکی نیست که پلیس لندن دارای اشتباهات فاحش می باشد و باید در قبال اعمالش پاسخگو باشد ...اما به عنوان یک مسلمان بریتانیایی و متدین ومتعهد باید به حفظ امنیت و مصونیت جامعه بریتانیا کمک کنیم.
سوالات جدی در مشارکت مسلمان در متن جامعه مدنی وجود دارد . ما به عنوان یک جامعه اقلیت ۳ رویکرد را در پیش داریم :
۱ـ جذب این جامعه شویم و فرهنگ و نژاد و ریشه های مذهبی خود را از دست بدهیم
۲ـاز جامعه دوری کرده و با ان برخورد افراطی داشته باشیم
۳ـ با جامعه مشارکت فعال ومثبت داشته در حالی که به دین ووطن خود وفادار باشیم
من به مانند غالب مسلمان رویکرد سوم را برمی گزینم .ما نیاز داریم موسسات مدنی را باور کنیم وبا انها همکاری کنیم .این روش منجر می شود که از عضوی از جامعه باشیم که در تمام سطوح از پلیس تا ورزش ...از دانشگاه تا هنر ...از اقتصاد و تجارت تا رسانه مشارکت داشته تا حق اختلاف عقیده و انتقادات خود را حفظ و ان را ابراز کنیم و به جیان مدنی شهروندان در ساختن جامعه ای امن و صلح دوست ..برد بار در برابر عقاید دیگر و مردم گرا که متضمن آزادی و عدالت باشد بپیوندیم
من شما را به خاطر مشارکت(کاندیدا توری) در انتخابات متعدد(اروپایی ...محلی ..شوراها)به منظور ابراز عقیده مدنی و شنیدن صدایتان از این طریق میستایم و امیدوارم در انتخابات بعدی موفق باشید.برخورد فعالانه ومثبت با جامعه راهیست ـکه بدون هیاهو ـباید در ان گام برداریم.
درست است که دنیای اسلام در غم و رنج می باشد آیا مستلزم انست که ما در سوگواری و سیاهپوشی ابدی باشیم ؟ پیامبر اسلام(ص) علی رغم اینکه رنجور و دلگیر از ظلم وستم کافران بود ..همیشه زمانهایی را برای جشن وشادی مانند ازدواج ..تولد ..عید .غیره پیدا می کرد .همانطور که حسن ابن ثابت صحابی پیامبر نقل می کند :پیامبر (ص)زمانه یی را برای استماع و لذت بردن از شعر و حتی سرودن اشعار شخصی اختصاص می داد.( توجه رسول خدا به عواطف واحسا سات انسانی)
میانه روی واعتدال کلیدی برای نجات در زمان های خطر می باشد.افراط گرایی و تند روها در اسلام و جوامع مدنی جایی ندارند . و این سنت (گفته )مشهور پیامبر است که: "تندروها هلاک می شوند". افراط گرایی فقط مشکل اسلام نیست .هر مذهب ..روش و ایدوئولوژی دارای افراطی هاییست که می خواهند ان دین و ایدئولوژی را با نگاه خود تفسیر نادرست کنند.پس هیچ تفاوتی بین تروریست ها و تندروها و انهیی که بذر نفرت به نام اسلام در دلها می کارند وجود ندارد
انکار نمی کنم که مسلمانان در عراق و فلسطین ..کشمیر ..چچن هر روز سرکوب می شوند .مسلمانان جهان و دنیای غرب با دلبستگی بیشتری به انسانیت باید مسایل را حل کنند .دولت های غربی باید دریابند که به اکثریت مسلمانان زخم خورده از اقلیت تندرو کمک کنند .باید به ریشه کنی تحقیر روزانه مسلمانان در هر گوشه ای از دنیا کمک کنند.
شما حق دارید در این موضوع بامن و یا هر کس دیگری موافق نباشید وبه ان انتقاد داشته باشید .من همیشه پذیرای انتقادات و توصیه های سازنده بر انچه نقص و کوتاهی من است هستم و یک جمله خردمندانه قدیمی میگوید "خدا رحمت کند کسی که عیبم را نشان دهد و این بهترین هدیه می باشد".بهر حال در سنت اسلام ادب و اخلاق انتقاد واعتراض وجود دارد
مقاله شما را صادقانه و پر حرارت می دانم ولی مقاله شخصی بود.من از لحن خصومت امیز و بدون نزاکت و لبریز از طعن وکنایه بود عمیقا ناراحت و غمگین شدم ..لحن شما کاملا در تضاد با اموزه های پیامبر دوست داشتنی اسلام بود که فرموده است"من فرستاده نشدم مگر برای مکارم اخلاق". استفاده از عباراتی چون"استغفرا..." "رقص با دامن""رقص و فریاد"و توصیف ماموران داوطلب به "دود کش پاک کن"و "بولدوزر" کاملا نامناسب بود...انچه مرا شوکه وعصبانی کرد روشی که شما بدون هیچ شرمی نتیجه گیری کردید..
شما خواهران معصوم وپاک که حامی این کنسرت بودند و در ان بیش از ۱۰۰ هزار پوند برای یتیمان دنیا جمع اوری کردند را مو پریشان خواندید
من غالب افرادی که مقاله شما خوانده اند خوشبختانه این کلمات زشت و وقیح در واژگان زبانم وجود ندارد.همیشه تلاش کردهام که در اجرا و بر روی سن مسئولانه ومحترمانه و متواضع و با وقار رفتار کنم. رویکردم همیشه اینست که انتقادات شخصی را نادیده بگیرم و فلسفه من در زندگی اینست که با کارم بسازم نه تخریب کنم...وحدت ایجاد کنم نه تفرقه....... بهر حال در این قضیه به خاطر عقاید وارای خطر ناک موجود در مقاله وظیفه دانستم پاسخگو باشم .
ویون بیایید
به عنوان جریانی مسلمان و بریتانیایی برای ساختن آینده بهتر جامعه خود و بشریت کار کنیم . تلاش کنیم تا جهانی امن و پر از صلح و بردبار و سعادت مند داشته باشیم
با تقدیم احترام
سامی یوسف