تبليغاتX
وبلاگ سامی یوسف - We will never submit (ما هرگز تسليم نمي‌شويم)*

وبلاگ سامی یوسف

 

 ما هرگز تسليم نمي‌شويم  *  لن نخضع  *  We will never submit
ما هرگزترک نمي‌کنيم  *  لن نرحل  *  We will never leave
ما هرگز ساکت نمي‌شويم  *  لن نسکت  *  We will never be silenced
ما هرگز فراموش نمي‌کنيم  *  لن ننسي  *  We will never forget



 امت من، امت من
او خواهد گفت
آنروز رسول ا…
حتي اگرچه ما از او و مسيرش منحرف شده‌ايم
برادرانم، خوهرانم، در اسلام
بياييد مبارزه، تلاش و کار کنيم
اگر ما بر آن باشيم
تا شکوه راه او را بازگردانيم
نگاه کن کجا بوديم
و ببين کجا هستيم
و به من بگو
آيا آنگونه است که او مي‌خواست باشد؟
نه! بيا تا شکوهمان را بازگردانيم
 
My ummah, my ummah
He will say
Rasulullah on that day
Even though we’ve strayed from him and his way
My brothers, my sisters, in Islam
Let’s struggle, work, and pray
If we are to
Bring back the glory of his way
Look at where we were
And look at where we are
And tell me
Is this how he’d want it to be?
Oh no! Let us bring back our glory


آموزش موسيقي را از سن کم توسط پدر ـ که موسيقيدان، نوازنده و شاعري مشهور بود ـ آغاز نمود و پس ازتسلط بر چند ساز، موسيقي را به صورت آکادميک ابتدا در دانشگاه منچستر و سپس در معتبرترين مؤسسات موسيقي لندن و پس از دريافت بورس تحصيلي در 18 سالگي تحت نظر مشهورترين موسيقيدان‌هاي «مدرسه سلطنتي موسيقي لندن» فرا گرفته است. گرچه سامي از سه سالگي در لندن بزرگ شده اما ريشه‌‌هاي شرقي‌اش (او در يک خانواده ايراني آذربايجاني الاصل در تهران به دنيا آمده است) در ساخت ملودي‌ها، آهنگ‌ها و نماهنگ‌‌هايش کاملاً مؤثر بوده است. هوش سرشار سامي و فهم عميق او در تئوري موسيقي و نوازندگي، زمينه‌اي شد تا بتواند فرهنگ‌‌هاي مختلف موسيقي كلاسيك غربي تا موسيقي مقامي خاورميانه اعم از عربي و ايراني و صوفي)، تركي، آواز‌هاي فارسي، آذري، هندي و پاكستاني و حتي ملودي‌‌هاي افغاني را ياد بگيرد. مثلاً آهنگ «حسبي ربي» از آلبوم «امت من» کاملاً بر اساس يک ملودي افغاني ساخته شده است (در ساخت آهنگ «ملا ممدجان» از آلبوم «هفت سين» محمد اصفهاني نيز ـ که از ملودي‌‌ها و اشعار فولکلور و محلي خراساني استفاده مي‌کند ـ دقيقاً از همين ملودي استفاده شده بود) يا در اواخر آهنگ «غار حرا» از آلبوم «المعلم»، ياد آهنگ معروف «محمد نبودي» مي‌افتيم يا دو آهنگ «مناجات» به صورت عربي و «دعا» به زبان ترکي، در آلبوم «امت من» وجود دارد که در سايت سامي يوسف ، به اين شکل معرفي شده اند: «آهنگ از استاد علي تجويدي» . همچنين گفته مي‌شود «آهنگ عيد» از همين آلبوم، از آهنگ «چشم انتظار» با صداي «داريوش رفيعي» برداشته شده است (در سايت اين هنرمند ذکر شده است که اين آهنگ، داراي ملودي محلي ايراني است). دو آهنگ ديگر نيز داراي ملودي‌‌هاي «محلي مصري» و «محلي اسلامي» معرفي شده‌اند. او در آلبوم‌‌هايش قدرت آهنگ‌سازي خود را به رخ مي‌کشد؛ آهنگ‌ها، ملودي ها، هم‌نوايي‌‌ها و ريتم‌‌ها بسيار زيبا، جديد، خلاقانه و در عين حال جذاب هستند که تلفيق بسيار خوبي از انواع سبک‌‌هاي متفاوت موسيقي جهان اعم از کلاسيک و سنتي يا مدرن، چه در ساز‌هاي گوناگون و چه در تنظيم در آن‌ها مشهود است.


*******


اين جوان 26 ساله انگليسي، در 23 سالگي (2003) آلبوم اول زيبايش، «المعلم» را به بازار‌هاي جهاني عرضه كرد که شکلي مدرن‌تر و بسيار جذاب تر از همان تواشيح خودمان است به زبان‌‌هاي انگليسي و عربي. اهل فن مي‌گويند که اين آلبوم، انقلابي در اناشيد انگليسي بوده است. بعد از كت استيونس (يوسف اسلام)، خواننده مسلمان بريتانيايي، حالا نوبت به سامي يوسف رسيده است كه آواز‌‌هاي اسلامي‌اش به صدر جدول فروش آلبوم‌‌هاي اروپا و آمريكا برسد؛ فراموش نکنيد که موسيقي پاپ در اين کشور‌ها براي خودش بروبيايي دارد. بسياري به محض اينكه صداي مسحورکننده‌اش را شنيدند به خريدن آلبوم‌‌هايش روي آوردند تا جايي كه تعداد فروش آن در روز اول به طور متوسط به 40 نسخه در هر فروشگاه رسيد. يكي از معتبرترين روزنامه‌‌هاي اروپا در خصوص آلبوم او نوشته است «آثار اين هنرمند به قدري زيباست كه قلب‌‌ها را تسخير مي‌كند». در كشور‌هاي عربي البته استقبال نسبتاً بيشتري نسبت به آلبوم سامي يوسف شد. درست همزمان با حلول ماه مبارك رمضان در يكي از كشور‌هاي عربي تعداد فروش متوسط آلبوم وي در هر فروشگاه به۷۵۰ نسخه رسيد. سامي توانست در مدت يك سال تحول عظيمي در عالم موسيقي و سرود ديني ايجاد كند. اولين آلبومش جزو پرفروش‌ترين‌‌هاي خاورميانه و اروپا شد. نماهنگ «المعلم» به مدت 21 هفته در مصر و 12 هفته در ترکيه در صدر جدول آلبوم‌‌هاي پر فروش بوده است. 21 هفته مي‌داني يعني چه؟ يعني حدود پنج ماه از تمام آلبوم‌‌هاي پاپ و راک بيشتر فروش داشته است. آن هم در مصر. با آن همه خواننده مشهور با انواع جذابيت‌‌هاي حيواني. آن هم در ترکيه ترک زبان و کشور فساد… در ايران چند نفر اسم سامي يوسف را شنيده اند؟ بگذريم…  خود سامي موفقيتش را کمک خدا مي‌داند و اينگونه توضيح مي‌دهد: «زيرا همه ما نيت خالصي داشتيم. اين نشان مي‌دهد که چقدر مردم به پيامبر عشق مي‌ورزند و خوشحالند از اينکه به صدايي گوش دهند که همه‌اش رقص عربي و لذت جويانه نيست».
 او پيامبر را در آهنگ «المعلم»، يک معلم مي‌داند که در عين مهرباني و دستگيري از فقرا، درماندگان و يتيمان، درس خوبي و بخشندگي مي‌دهد. او در اين آهنگ به ما هشدار مي‌دهد که در برابرش چه پاسخي به خاطر انحرافمان از مسير داريم؟ شرمنده ايم…
در «غار حرا»، همان سه سؤال معروف از خداوند: دليل آفرينش، چگونگي پس از مرگ و هدف اين زندگي را ـ وقتي که مردم جنايت و دروغ مرتکب مي‌شوند ـ مي‌پرسد. سپس به اين سؤال از رب خود مي‌رسد که «چگونه جلوي تباهي‌شان را بگيرم؟»
تور‌هاي بسياري در كشور‌هاي گوناگون ازكانادا، اروپا (انگليس، آلمان و…) خاورميانه (عربستان، امارات، كويت، قطر و…)، سنگاپور و… برگزار كرده است يا خواهد كرد. اولين كنسرتش را در مصر گذاشت. اتفاقي باورنكردني در سالن كنسرت ملي اين كشور روي داد؛ مردم از شب قبل جلو سالن صف كشيده بودند. آن‌ها از شب قبل بيدار ماندند تا بتوانند بليت بخرند. سالن كنسرت به قدري مملو از جمعيت شده بود كه دست اندركاران مصري تصميم گرفتند براي مردم بيرون سالن فكري بكنند؛ دوربين مدار بسته! طرفداران او در قسمت جلو سالن هنگامي كه اين جوان انگليسي از پله‌‌هاي سن بالا مي‌رفت، او را همراهي كردند. از سراسر كشور‌هاي عربي آمده بودند تا سامي يوسف را از نزديك ببينند.


*******


در سال 2005 آلبوم عالي‌اش «امت من» را، در ميان استقبال بي نظير مردم، با مضاميني و اشعاري قوي و غالباً اجتماعي، آرمان‌گرايانه، معترض و عدالت‌خواهانه منتشر نمود. همين ويژگي است که سامي يوسف را از بسياري از خواننده‌‌هاي مسلمان جهان ـ که متأسفانه تنها از اسلام يک دين سکولار شبهه مسيحي (مسيحيت تحريف شده منظور است) و نعوذ با… خدا و پيامبر را يک چهره ليبرال معرفي مي‌کنند ـ متمايز مي‌کند. اگر به نام آلبوم آخر ـ که آهنگ آغازينش در ابتدا ذکر شده بود ـ يا به نام مؤسسه سامي يوسف «Awaking» (به معناي بيداري) نيز دقت کنيم، شايد مفهوم «بيداري اسلامي» در ذهنمان تداعي شود. ملودي محلي کشور‌هاي گوناگون، انواع سبک‌‌هاي موسيقايي و شش زبان  که در اين آلبوم از آن‌ها استفاده شده است، شاهدي ديگر بر اين مدعاست. در ادامه آهنگ هايي از اين آلبوم را مرور مي کنيم:
ـ در «سعي کن گريه نکني» حد اعتراض در بعضي بخش‌‌ها چنان بالاست که بيشتر از سبک رپ استفاده شده است که اغلب متعلق به سياهپوستان منتقد و معترض آمريکا و بعضاً گروه‌‌هاي خواننده پسامدرن عصيانگر اروپاست؛ و البته اين آهنگ درباره درد بزرگ مسلمين وآزادگان جهان «فلسطين مظلوم» است و با همکاري شش نفر سروده شده‌است. به مسلمان فلسطيني قول نجات از کابوس‌‌ها را با تلاش براي «دوباره جالوت را مانند داود کشتن» مي‌دهد: «…سعي کن اشک‌‌هايت را به ظالم نشان ندهي… تو تن‌ها نسيتي، من کنارت ايستاده‌ام… قلب من سنگ توست، من نيز با تو آن را پرت مي‌کنم…»
و لازمه مبارزه با دشمن جديد که ظالم‌تر از صليبيون، مغول‌‌ها و فرانسوي‌هاست، «ايمان، عزت و وحدت» است: «…و کسي که عزت را از ميان سنگ‌‌ها برافراشته مي‌دارد، از اين غبار، اقيانوسي پديد مي‌آورد…»
اما تکليف را بر خود مي‌بيند و کوتاهي‌‌ها و بي تفاوتي‌‌هايش را با پرتاب سنگ‌‌هايي برچشم و زبان و پا و دو سنگ بر قلبش، به شدت ملامت مي‌کند: «…ولي نفس من هنوز زنده است… من بلوک‌‌ها به سمت شيطان پرتاب مي‌کنم تا از زدن او مطمئن شوم، ولي اول به مرد درون آينه، تا بتوانم سم را خارج کنم… هوم، به سر يک پسر کوچک شليک شد، فقط يک بچه کوچک براي مقداري نان بيرون فرستاده شده بود… چگونه ممکن است، آيا همه جهان کور شده است؟ يا دليلش اين است که فقط حس مهرباني‌ام تحت تأثير قرار گرفته است؟!…تنها يک راه وجود دارد، گلوله‌‌ها ممکن است بکشند، استخوان‌‌ها ممکن است بشکنند، همچنان سنگ‌‌ها را پرتاب مي‌کنم، مثل داود قبل از من… »
ـ آهنگ «محمد (صلي ا… عليه و آله و سلم)» تقديم به کودکان بي‌گناه «بسلان» شده است  و ضمن محکوم کردن جنايات شرم‌آوري که به نام حضرت انجام مي‌گيرد، از سجايا و آموزش‌‌هاي برادرانه او سخن گفته و به درد دل با محبوب مي‌نشيند: «…در باره تو دروغ‌‌هاي زيادي مي‌پراکنند، کاش فقط مي‌فهميدند، که تو از خونريزي متنفري»
ـ آهنگ «يک دعا کن» درباره برادران و خواهران مستضعفمان در «دوربان»، «دارفور»، «اتيوپي» و «روآندا» و… است و فقر و بي‌خانماني و گرسنگي و کثيفي و تاريکي و دورافتادگي و قربانيان ايدز و دفن دوستان و روياها: «…نشانم بده که چه مي‌توانيم بکنيم، آيا فقط بايد آنجا بنشينيم؟ گرم و نرم روي صندلي راحتي‌مان؟ آيا ما حتي دعا هم نمي‌کنيم؟»

 آي مردم
آيا ما کر، لال و کوريم؟
چه در ذهنمان مي‌گذرد؟
آيا ما براي بقيه بشريت اهميتي قائل نيستيم؟
آي مردم
ما ادعاي عشق به صلح و عدالت داريم
چرا مي‌گوييم آنچه را که عمل نمي‌کنيم؟
بياييد به آنها براي خروج از اين تاريکي کمک کنيم
 
O people
Are we deaf, dumb, and blind?
What is going through our minds?
Don’t we care for the rest of mankind?
O people
We claim to love peace and justice
Why do we preach what we don’t practice?
Let’s help them out of this darkness


ـ در «آهنگ عيد»، شادي را اينگونه نشان مي‌دهد: «…مردم درحال صدقه دادنند و به نيازمندان کمک مي‌کنند، در دادن با يکديگر مسابقه مي‌دهند، امروز هيچ حرصي وجود ندارد… دشمنان يکديگر را در آغوش گرفته اند، تمام دشمني‌هاشان دفن شده است… »
ـ در آهنگ «آزاد» به يک مقوله‌اي بنيادي جامعه ـ که اکنون بار سياسي بالايي نيز پيدا کرده است ـ ، يعني پوشش اسلامي (حجاب) و چالش‌‌هاي بانوان مسلمان در غرب مي‌پردازد و پس ازدهان‌کجي به آنان که با ادعاي آزادکردن زن مسلمان از ظلم و نااميدي، حجاب را ممنوع کردند، دموکراسي و آزادي آن کشور‌ها را زير سؤال مي‌برد و آزادي حقيقي را تصوير مي‌کند: «…چشمهاتان را باز کنيد و ببينيد.. چرا نمي‌توانيد من را بپذيريد؟ چرا نمي‌توانم فقط خودم باشم؟ بار‌ها و بار‌ها شما از دموکراسي حرف زديد، حالا آزادي من را دزديديد، تمام خواسته من برابري است، چرا نمي‌توانيد مرا فقط آزاد بگذاريد؟ براي تو اين آهنگ را مي‌خوانم، خواهرم، تا هميشه قوي بماني، من از تو خيلي چيز‌ها ياد گرفتم، که چگونه اينقدر آزار مي‌بيني، اکنون آن‌ها که به تو مي‌خندند را ببخش، بدون ترس راه برو، اگرچه ناسزا‌هايي مي‌شنوي… مگر شما نمي‌بينيد؟ که من حقيقتاً آزادم، اين قطعه روسري بر سرم، را با افتخار مي‌پوشم، تا وقارم را حفظ کنم، عفتم، اخلاقم، پس بگذاريد زندگي کنم، او با يک لبخند مي‌گويد، من تنها کسي هستم که آزادم»
ـ سامي يوسف در اين آلبوم دوبار آهنگ «مادر» را به صورت انگليسي ـ عربي و انگليسي ـ ترکي خوانده است که نشان از اهميت کانون گرم خانواده ـ به منزله بنيان اجتماع ـ در نظر اين هنرمند است.
ـ و حرف نهايي را در آهنگ «ما هرگز تسليم نمي‌شويم» کلاً در چهار جمله به عرب و انگليسي‌زبان فهمانده است:

 ما هرگز تسليم نمي‌شويم
ما هرگزترک نمي‌کنيم
ما هرگز ساکت نمي‌شويم
ما هرگز فراموش نمي‌کنيم
 
لن نخضع
لن نرحل
لن نسکت
لن ننسي
 
We will never submit
We will never leave
We will never be silenced
We will never forget


شبيه آلبوم «المعلم» و دو نماهنگي که برايش ساخته شد، فعلاً از آلبوم جديد، دو نماهنگ ـ به صورتي متفاوت و اجتماعي‌تر ـ ساخته شده است . همان‌گونه که در نماهنگ «المعلم» سامي دست مادرش را مي‌بوسد، در خيابان به ديگران کمک مي‌کند، کودکان در مسجد به او اقتدا مي‌کنند و او با آنها بازي مي‌کند، در نماهنگ «مادر» و به خصوص در «حَسبي ربّي» آن شخصيت به صورتي جهاني‌تر، اجتماعي تر و ملموس‌تر جلوه مي‌کند و ديگر از آن مکعب نوراني که به گفته خودش نماد نور حضرت پيامبر بوده است، خبري نيست. از نام نماهنگ «حسبي ربي» (پروردگارم برايم کافي است) مفهوم مورد نظر سامي تاحدودي مشخص است. درکل اين نماهنگ چهار زبانه ـ كه در چهار موطن آن‌ها نيز توليد شده است ـ بناهاي باستاني مانند ساعت Big Ben، چرخ و فلک بزرگ لندن يا اهرام مصر در کنار مساجد بزرگ و مشهور جهان در استانبول، تاج‌محل و مساجد قاهره که نمادي از فرهنگ و تمدن باشکوه اسلامي هستند، نمايش داده مي‌شود و با توجه به رفتار سامي يوسف در شهر‌هاي گوناگون ـ که بسيار اجتماعي، صميمي، گرم، متبسم و شاداب است و پوشش شيک و گويشي زيبا مطابق با خصوصيات هر کشور دارد ـ همزيستي بسيار خوب و صلح آميز مسلمان مورد نظر او (در شغل‌‌هاي گوناگون از اقتصاددان و معلم گرفته تا نوازنده و چوب‌کار) با عناصر و ارزش‌‌هاي فرهنگي هر جامعه، القا مي‌شود؛ او در غرب، غربي است و در شرق شرقي. نه تنها او در کار خودش زبده است، بلکه بسيار خوش‌اخلاق، مهربان، دلسوز، مردمي و در يک کلام مؤمن و متقي است تا جايي که قبل از تمرين موسيقي، ابتدا به قرآن خواندندش مي‌پردازد. در ضمن، در اين نماهنگ «زنده» ـ که باتکنيک بسيار خوبي تهيه شده است ـ در جوامع مسلمان به هيچ وجه يک بي‌حجاب که سهل است، بدحجاب نيز نشان داده نمي‌شود. مسلمان اين ويديو، فراي تأييد و تقبيح، تقريباً کاراکتر همان کسي است که راديو تلويزيون ما خودش را به آب و آتش مي‌زند تا بگويد مسلمان يعني اين! بگذريم…


*******


عوامل متعددي دخيلند كه يك خواننده در بين مردم محبوب مي‌شود. کمتر کسي را پيدا مي‌کنيد که هم موسيقيدان برجسته‌اي باشد، هم صداي زيبا و دلنشيني داشته باشد و استعداد و تخصص آواز داشته باشد، هم خود شاعر باشد و هم اشعار خوبي نيز گردآورد، و از همه مهمتر يک مسلمان خوش ذوق، پرتلاتش، پاک، با تقوا، آرمان‌گرا و عدالت‌خواه باشد که مخلصانه هنرش را به عنوان وسيله‌اي در جهت آرمان‌‌هاي انساني و اسلامي‌اش بداند. آيا جز اين است که «هنر، دميدن روح تعهد در انسان هاست». نمي خواهيم او را يک الگوي 100% مناسب از ارائه هنر اسلامي معرفي کنيم، اما همين اندازه بفهميم و متوجه باشيم که امروز بايد تمام توانمان را به کار گيريم و با زبانها و شيوه هاي جديد به خصوص در عرصه هنر، دين عزيزمان را براي مردم دنيا که تحت سيطره تبليغات رسانه هاي غربي هستند، معرفي کنيم. کاري که سامي يوسف در حد توان خودش در حال انجام آن است . از او و امثال او بايد حمايت کرد. بايد او و مدل کارش را بيش از چيزي که الان هست به دنيا بشناسانيم.
پيکار مذهب و موسيقي، در جامعه ما و بسياري از جوامع مسلمان هنوز ادامه دارد. از يک طرف چون لگام موسيقي به دست نااهلان است، خانواده‌‌هاي مذهبي اجازه فعاليت در اين زمينه را نمي‌دهند و از طرفي تا مذهبي‌‌ها وارد اين عرصه نگردند، اميد چنداني به اصلاح آن نيست و همچنان اين سيکل معيوب به پيش رفته و سير قهقرايي اين بازار آشفته، ادامه مي‌يابد؛ مثل آواز، مثل ترانه سرايي، مثل سينما، مثل تياتر وغيره. آن هنر انقلابي، آرمان‌گرا و عدالت‌خواه که اوايل انقلاب، به شکلي بسيار مبارک، رو به جلو در حرکت بود، با هماهنگي متحجرين و خشکه مقدس‌‌ها و غربزدگان و بي‌هويت‌‌ها، رو به افول نهاد و اکنون متأسفانه به سمت سال‌هاي قبل از انقلاب مي‌تازيم. اين درد، جاي بحث و گفتگوي بسيار دارد که در اين مقال نمي‌گنجد. ولي آهنگسازان و خوانندگان غربي مسلمان، غالباً توجه ويژه‌اي به تبليغ اسلام از راه موسيقي دارند؛ نمونه‌اش همين «سامي يوسف» يا نمونه ديگرش «يوسف اسلام»  يا «دينو مرلين» بوسنيايي و…
تو را به خدا مي‌بيني کار ما به کجا رسيده است؟ سامي يوسف درس خوانده در آکادمي‌‌هاي موسيقي لندن بايد بشود سردمدار موسيقي اسلامي در استديويي در شهر قرمزپوشان سِر الکس فرگوسن و آن وقت صدا وسيماي جمهوري اسلامي بايد بشود حامي خوانندگاني از نسل جديد که کارشان صرفاً تقليد از غربيهاست. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ما که بايد توليد کننده موسيقي فاخر باشد، به کاست هايي مجوز مي دهد که سراسر آن اشعار بي محتوا، کوچه بازاري و آهنگهايي طاغوتي و مبتذل دارد. اين آخري‌‌ها که ديگر به خود زحمت هم نمي‌دهند؛ کافي است بتواني صداي فلان خواننده مقيم لس آنجلس را تقليد کني، و يک شعر هم بر وزن شعر او دست و پا کني؛ تنها فاصله تو با صدور مجوز براي تکثير نوار و لوح فشرده مي‌شود آهنگي براي حضرت علي (عليه السلام) يا امام خميني و انقلاب، همين کافي است. در صورتي که ظرف موسيقي بايد هماهنگي و تناسب با مظروفش داشته باشد، مفاهيم مقدس و آسماني را نمي توان در هر قالب سبک و مبتذلي ارائه داد.

نويسنده: مهندس سهيل تقوی سایت عدالتخانه

 http://www.adlroom.com/modules.php?name=News&file=article&sid=3251

----------------------------------------------------------------------------------------------------------

+ نوشته شده در  دوشنبه 16 مرداد1385ساعت   توسط   |