تبليغاتX
وبلاگ سامی یوسف - نکاتی پیرامون رفتار شرکت اویکنینگ

وبلاگ سامی یوسف


هر انسانی ایرادی دارد. منظور ایراد جسمی و ظاهری نیست. بلکه مقصودم ایراد اخلاقی و رفتاری است که بطور معمول آن را به نوع زندگی و منطقه و فرهنگی که او در آن رشد کرده است نسبت می‌دهیم. بطور مثال ما ایرانی‌ها نقایصی داریم که در بعضی کاملاً مشهود است، در بعضی بطور ضعیف و در برخی هم کنترل شده و اصلاً وجود ندارد. به عنوان نمونه غیبت کردن یا دخالت در کار دیگران که اگر در جامعه و رفتار دیگران و حتی خودمان دقت کنیم این مسائل را مشاهده می‌کنیم.

به نظرم یکی از مهمترین کارکِردهای دین به معنای عام آن که همان روش صحیح زندگی است- کنترل و بهبود وضعیت و در نهایت جایگزینی این خلقیات ناپسند با نمونه صحیح و درست آن است. همانند این‌که اسلام حسد را با دستورات دقیق به غبطه مبدل می‌کند و در واقع انسان را از یک وضعیت منفعلانه و بی‌تحرک به موجودی محرک و پیشرو تبدیل می‌کند.

ما مسلمانان وقتی می‌خواهیم راجع به این نقایص رفتاری صحبت کنیم چون به دلایل مشهود و بسیار زیاد (که این مقال را برای ارائه آن‌ها مناسب نمی‌بینم) می‌دانیم که دین اسلام به دور از تحریف و به عنوان کامل‌ترین برنامه به دست ما رسیده است، بنابراین کاستی‌ها را از جانب ملیت خود برمی‌شمریم و نه اسلامیت خود و سعی می‌کنیم در میان تنوع دستورات دینی برای آن‌ها راه حل مناسبی پیدا کنیم. همواره هم این ترکیب جواب می‌دهد و ملیت و اسلامیت وقتی در کنار هم قرار می‌گیرند انسان کاملی می‌سازند که می‌تواند الگوی مناسبی در مقابل دیدگان مکاتب مادی باشد. رهبران بزرگ و نخبگان تاثیرگذار دنیای اسلام که هرکدام از ملیت‌های مختلف بودند و تنها دین مشترک داشتند شاهد مثال مناسبی برای این مدعی هستند.

گاهی هم انسان‌ها بر ملیت و کاستی‌های اخلاقی ناشی از فرهنگ منطقه‌ای خود اصرار می‌ورزند و دریچه‌های دلشان را بر روی نسیم روح‌بخش اسلام می‌بندند. در مقابل آرمان وحدت، دَم از عربیت و عجمیت می‌زنند و در مقابل دشمن مشترک، حرف از تشیع و تسنن می‌گویند. در برخی از موارد حتی به ابتدایی‌ترین ارزش‌های انسانی هم رحم نمی‌کنند؛ اصولی که در دوران نخستین نسل‌های بشر هم معیار تعیین کننده‌ای برای احترام به حقوق مشترک بوده است. ولی متاسفانه وقتی برنامه مشخصی در زندگی یک انسان وجود نداشته باشد و او لجاجت و بی‌قانونی را تجربه که بهتر است بگویم مَزه- کند دیگر حتی به اصول اخلاقی ملی خود هم پایبند نمی‌‌ماند.

چند ماهی است که همگی منتظر آلبوم جدید سامی یوسف هستیم. آلبومی که ما را بعد از انتشار آهنگ فارسی مادر و دقت نظر سامی به مسائل جدی دنیای اسلام همچون فلسطین، فقر، آزادی حجاب و تفکیک تندروی به نام اسلام با اصل جهاد موجه که در آهنگ‌هایی همچون “make a parayer”, “Free” , “Muhammad” “Try not to Cry”, متبلور شده است، برای شنیدنش بسیار مشتاق کرده است. تغییراتی در روش کاری سامی انجام پذیرفت که همگی در جریان آن‌ها هستیم. سامی یک خواننده و آهنگساز حرفه‌ای است که براساس منفعت مادی و معنوی، جایگاه خود را در دنیای هنر و تجارت انتخاب می‌کند که موضوعی بسیار عادی است. ما هم به عنوان کسانی که نوع سلیقه‌اش در موسیقی و محتوای مورد انتخابش را می‌پسندیم به اندازه توانمان از او حمایت می‌کنیم. تا این‌جا همه چیز طبیعی است.

قسمت جالب از آن‌جایی شروع می‌شود که ما انسان‌ها به دور از دین و مذهب به بی‌فرهنگی بدویت باز می‌گردیم و برای ماندن در عرصه رقابت از هر حَربه‌ای استفاده می‌کنیم. شرکت قبلی دست به تحرکاتی می‌زند و برای رسیدن به مقصودش از همه امکاناتش استفاده می‌کند. از فضای تبلیغاتی ناشی از فجایع اسراییل در غزه سوء استفاده کرده و آهنگ اختصاصی سامی یوسف برای کودکان فلسطین را به عنوان برگ برنده انتشار آلبوم به انحصار خود درمی‌آورد. هر بیننده‌ای در نگاه اول باور می‌کند که این آلبوم"بدون تو" نسخه اصلی است و حتماً تاخیر انتشار در ژانویه هم به دلیل آماده شدن آهنگ ویژه فلسطین بوده است. برای این خواننده کسی که شرکت سود اصلی‌اش را با فعالیت‌های او به دست آورده است- پروفایل مجازی ایجاد می‌کند و نکاتی از هویت او را به بهانه این‌که خدای نکرده!!! سامی به سمت طرفداران ایرانی‌اش تمایلی پیدا کند، افشا و جعل می‌کند.

- آیا همه این‌ها برای یک سود اقتصادی است یا گوش‌مالی دادن یک خواننده مسلمان؟

- آیا خون کودکان غزه تنها به اندازه ایجاد یک فرصت اقتصادی اهمیت دارد؟

- آیا تاریخ انحصارطلبی و اصرار بر عصبیت‌های دوران جاهلیت دوران انقضایی ندارد؟

- ارزش انسان‌ها به میزان ایمان و اسلامیت آن‌هاست یا ارزش و سود مادی شرکت‌ها؟

موضوع اصلی اصلاً سامی به عنوان یک فرد خاص نیست بلکه رفتار مدعیان اسلام است که هر روز برگ جدیدی را به دفتر نامسلمانی خود اضافه می‌کنند. باور کنید که قبل از نوشتن این مطلب همه فروشگاه اویکنینگ را نگاه کردم، هیچ اثری از رنج‌های کودک فلسطینی به جز تبلیغ آهنگ ویژه سامی پیدا نکردم. رفتار شرکت اویکنینگ برای من با کسی که سر خون کودکان غزه معامله می‌کند هیچ تفاوتی نمی‌کند. حسنی مبارک ها و ملک عبدا... های خائن به حرمین شریفین از همان آبخشوری می‌نوشند که اساس آبیاری شرکت‌های منفعت محور اقتصادی و هنری دنیای اسلام است. امان از منافق که در دل نفاق می‌پرورد و در ظاهر داد دین می‌زند! در میان همه این رفتارها تنها نکته‌ای که ما را دلگرم می‌کند حافظه تاریخی و چشمان ملت‌های بیدار است که امیدواریم همه رفتارها را نظاره‌گر باشند. برای سامی یوسف هم آروزی بصیرت بیش از پیش داریم تا دیگر طرفداران و دلسوزان متعهد دنیای اسلام شاهد سوء استفاده‌های اینچنینی نباشند.


درود بر شجاعت عربی-اسلامی مادران فلسطین که فرزندانی چون مبارزان حماس را پرورش می‌دهند؛

درود بر خون پاک کودکان غزه که هر قطره‌اش که بر زمین می‌ریزد، فرقان منافق و غیر منافق است؛

درود بر هر کسی که به نام اسلام و برای اعتقادش تلاش می‌کند؛ با اسلحه‌اش، با آبرویش و با صدایش...

 

والسلام

+ نوشته شده در  یکشنبه 29 دی1387ساعت   توسط   |